حجت الاسلام دعاگو: خاتمی برای کشور اعتبار ایجاد کرد اما احمدی نژاد....

 

در طوسي رنگ كوچك ديوار به ديوار مسجد كه باز مي شود، در ميانه راه پله ها هستم كه خود حاج آقا به استقبالم مي آيد و مرا به اتاقش راهنمايي مي كند. صفحه كامپيوترش روشن است و اسم خودش «محسن دعاگو، امام جمعه شميرانات» را در صفحه جست وجوي گوگل تايپ كرده است، گويي عضو قديمي جامعه روحانيت مبارز و منتقد سرسخت سال هاي اصلاحات مي خواهد بداند پيش از اينها چه گفته و درباره اش چه گفته اند.

از همين رو هم هست شايد كه وقتي وارد اتاق مي شود پيش از هر سخني به دو سال پيش و حوادث آن بازمي گردد و اين مي شود كه مسير مصاحبه به گونه اي ديگر رقم مي خورد.

روحاني هميشه منتقد، اما در دنياي انفورماتيك بيش از هم صنفانش سررشته دارد چه اينكه طي مصاحبه مدام به كامپيوترش نگاه مي كند و البته از استفاده اش از فيلترشكن و سايت هاي فيلترشده سخن مي گويد.

معتقد است سايت هاي فيلترشده جذابيت بيشتري دارند و البته اين تنها سخن او نيست كه مسير انتقاد به احمدي نژاد و دولتش را همچنان كه در خطبه هاي نماز جمعه اش دارد در طول مصاحبه هم ادامه مي دهد و از رويكرد سياسي و اقتصادي وي گله مي كند. او در زمان مصاحبه بارها از ضرورت حضور اصلاح طلبان سخن گفت و تاكيد كرد كه انديشه اصلاح طلبان همچنان در بطن جامعه زنده است.

به گزارش انتخاب، متن مصاحبه ی روزنامه ی شرق با حجت الاسلام دعاگو در پی می آید:

نظرتان درباره حوادث قبل و بعد از انتخابات به ويژه مناظره ها چيست؟

معتقدم به مجرد اينكه اسم افراد را در تلويزيون بردند بايد مناظره را قطع مي كردند چون چنين كاري در تلويزيون غيرقانوني است. پس در مناظره اسم بردن را بايد كلاقطع مي كردند. در مناظره بايد طرفين مناظره فقط به برنامه هاي خودشان بپردازند؛ يعني برنامه هاي خودشان را نقد كنند. برنامه هاي سياسي، فرهنگي و اقتصادي مناسبات خارجي و هر چيزي كه دارند و هرچيزي كه مي خواهند در جمهوري اسلامي ايجاد كنند بايد مطرح مي كردند و نظرات همديگر را قطع مي كردند.

يعني معتقديد مناظره ها باعث شد كه آن اتفاق پيش بيايد؟

بله، مناظره ها چيز بسيار بدي بود. يك مناظره بايد چارچوب داشته باشد، بايد به اين توجه كنيم كه كانديداها در چه حوزه اي با هم مناظره كنند و مسايل شخصي كانديداها ربطي به هم ندارد. هيچ نامزدي حق ندارد راجع به خانه ديگري سوال كند، راجع به ماشينش سوال كند، اينها ارتباطي به رياست جمهوري ندارد.

اگر قانوني امكاناتي را دارند، اشكالي ندارد ولي اگر غيرقانوني است جايش در تلويزيون نيست. فرضا اگر كسي امكاناتي را غيرقانوني به دست آورده بايد منابع و اطلاعات را به قوه قضاييه بدهد. پرونده را تكميل كنند كه مثلااين فرد از اموال عمومي برداشت كرده و با او برخورد كنند. هيچ ارتباطي به مناظره تلويزيوني ندارد.

پرداختن به مسايل اشخاص، مسايل خانوادگي و مسايل شخصي خلاف قانون و شرع است و در حوزه مناظره بايد برنامه هايي مطرح شود كه نامزدها براي رياست جمهوري شان دارند. هركسي كانديدا شده طرح و برنامه هاي فرهنگي خودش را بيان مي كند و برنامه ديگري را نقد مي كند.

برنامه اقتصادي خودش را بيان و برنامه ديگري را نقد مي كند؛ يعني بازكردن برنامه هايشان و نقد برنامه هاي طرف مقابل؛ اين مي تواند در مناظره به مردم جهت دهد كه كدام يك برنامه اقتصاديشان بهتر است، كدام يك طرح هاي سياسي شان بهتر است و به كدام يك راي دهند. من كل مناظره را از اساس خلاف مي دانم.

بعد از انتخابات برخي گفتند از قبل از انتخابات اين اعتراضات و حركات برنامه ريزي شده بود. به نظرتان چنين ادعايي صحت دارد؟

من برداشتم اين نيست كه از قبل براي اين درگيري هاي انتخاباتي برنامه ريزي شده بود. معتقدم سوء جريان برگزاري انتخابات و رفتار نادرست و غيرمنطقي بعضي از نامزدها اين درگيري ها را ايجاد كرده است؛ يعني جريان انتخابات خوب مديريت نشد و در اختيار تندروها قرار گرفت؛ تندروها براي خارج كردن رقبا از صحنه به تهمت و توهين و فشارهاي سياسي پرداختند و جو را ملتهب كردند. اينكه از قبل طراحي كردند در انتخابات اين برخوردها را انجام دهند به آن معتقد نيستم.

برخي پيشاپيش مي گويند نامزدهاي اصلاح طلب در انتخابات آتي ردصلاحيت مي شوند، درباره اينگونه پيش بيني ها چه نظري داريد؟

اگر ملي ببينند، همان طور كه در قانون اساسي نماينده مجلس نماينده ملت است بايد به كانديداهاي جناح هاي ديگر هم نگاه ملي بكنند. به عبارت ديگر اگر نماينده هاي مجلس نمايندگان جناح ها و گرايش ها و گروه ها بودند اين حرف درستي است كه چون نامزدهاي ما را ردصلاحيت كردند پس ما ديگر نمي توانيم نماينده اي داشته باشيم ولي زماني كه نماينده هاي مجلس نمايندگان رسمي تمام ملت هستند بر فرض كانديداي جناح من ردصلاحيت شد به نامزدي كه مي تواند نماينده من باشد از جناح ديگر راي مي دهم. اساسا عرصه انتخابات سياسي است ولي جناحي نيست.

به عبارت ديگر صحنه برد و باخت جناح ها نيست؛ صحنه برد و باخت گرايش هاي مختلف يك ملت است كه بتوانند نمايندگان خودشان را به داخل مجلس بفرستند. طبيعي است كه گروه هاي سياسي تلاش كنند نمايندگان خودشان و نامزدهاي خودشان تاييد شوند و به مجلس بروند ولي معنايش اين نيست كه اگر نمايندگان جناح هاي ديگر به مجلس رفتند اين نمايندگان فقط نمايندگان آن جناح باشند؛ نمايندگان همه ملت هستند. وقتي نامزد موردنظر من رد صلاحيت شد به نامزد جناح ديگري راي مي دهم كه از نظر تفكر و ديدگاه ها ديدگاه هاي او را بيشتر قبول دارم.

در واقع شما معتقديد اين پيش شرط هايي كه از سوي اصلاح طلبان گذاشته شده پيش شرط هاي بلااستفاده و بدون فايده اي است؟ چون به هرحال معتقدند، برگزاري انتخابات و حضورشان در انتخابت ملزوماتي دارد كه به باور اصلاح طلبان فراهم نيست.

معتقد هستم طرح آن شرايط اگر امكان تحقق داشته باشد، منطقي است و اگر شرايط شان معقول است بايد بپذيرند و پذيرش آنها براي فعال شدن عرصه انتخاباتي جاذبه ايجاد مي كند، ولي معتقد نيستم كه اگر آن شرايط تحقق پيدا نكرد اصلاح طلبان مثلانماينده اي در داخل مجلس ندارند. در واقع سوال من اين است كلانامزدهاي اصلاح طلبان اگر داخل مجلس رفتند نمايندگان اصلاح طلبان هستند يا نمايندگان كل ملت؟ مشخص است كه نمايندگان كل ملت هستند.

اين نگاه شما شايد در مجموع و در شرايطي خاص درست باشد ولي به هرحال آدمي ايده و عقايدي دارد، مثلابعضي افراد كارهاي آقاي احمدي نژاد را قبول دارند و به تبع آن اگر در مجلس هم باشند، كمك مي كنند كه ايده هاي ايشان اجرايي شود.

اول اينكه آقاي احمدي نژاد ايده قابل رد يا قابل قبولي ندارد چون ايشان ايده پرداز نيست. آقاي احمدي نژاد را به عنوان يك شخصيت ايده پرداز و تئوريسين قبول ندارم، اما حرف من اين است كه درست است كه همه گرايش ها و گروه ها علاقه دارند نامزدهايي كه به آنها علاقه مند هستند، وارد مجلس شوند ولي هر نامزدي كه وارد مجلس مي شود، صلاحيت هاي عمومي را كه مي تواند نمايندگي يك ملت را تحمل كند داراست، يعني داراي صلاحيت است كه بتواند نمايندگي ملت را عملياتي كند.

چون قضيه اين طور است كه اگر بر فرض هم نامزدهاي مشخصي كه من گفتم وارد مجلس نشدند بقيه آنهايي هم كه وارد مجلس مي شوند نماينده من هستند؛ هم از نظر قانون نماينده من هستند و همچون كلياتش را كانال هاي ديگر كنترل مي كنند كه به نظام جمهوري اسلامي وفادار باشد، به قانون اساسي وفادار باشد، از لحاظ ديني داراي صلاحيت باشد، از نظر وفاداري به ميثاق هاي ملي وفادار باشد. اگر اين ويژگي ها در افراد ديگر نباشد نبايد تاييد صلاحيت شوند. وقتي افرادي تاييد صلاحيت شوند يعني شرايط عمومي را كه نمايندگي ملت بر آن حمل مي شود، دارا هستند چون شرايط اين است، بنابراين اگر فردي به عنوان نامزد مورد علاقه من هم انتخاب نشد نامزدهاي ديگر هم كه دارند وارد مجلس مي شوند آن شرايط عمومي نمايندگي مردم را دارند.

معتقديد انتخابات فرصتي است براي بيان نظرات و حرف ها؟

به هرحال همه نظام را قبول داريم. بالاخره آن فردي كه در انتخابات شركت نمي كند با چه كسي مي جنگد؟ مي خواهد به چه كسي اعتراض كند؟ من قبول دارم در كار سياسي اگر اعتراضي موثر باشد و سرنوشتي را تغيير دهد، عاقلانه است كه گروه هاي سياسي روي آن تاثيرگذار باشند و روي آن بايستند ولي اگر اعتراض شان به نتيجه نرسد و در انتخابات شركت نكنند با چه كسي مبارزه مي كنند؟ در مقابل چه چيزي مي خواهند بايستند و چه مي خواهند بگويند. به فرض در دنيا گفته شود كه مردم در انتخابات كم شركت كردند، اين به زيان چه كسي تمام مي شود؟ آيا به زيان فرد است يا به زيان نظام است؟ آن نظامي كه همه قبول داريم، آن قانون اساسي كه همه قبول داريم به زيان ساختارهايي است كه همه چه اصلاح طلب و چه اصولگرا قبولش دارند.

يك سري از اصولگرايان معتقدند كه اصلاح طلبان مرده اند. چه ضرورتي دارد وقتي اين ادعا مطرح مي شود، اصلاح طلبان در انتخابات شركت كنند.

معتقدم اگر كسي تصور كند اصلاح طلبان يا گروه ديگري در جامعه مرده اند بايد به پزشك مراجعه كند. هيچ جريان سياسي اي نمي ميرد، چون جريان سياسي ايده هايي است كه در ذهن آدم هاست؛ يعني مجموعه ايده هايي كه در اذهان عمومي وجود دارد، جريان سياسي را شكل مي دهد چه اصلاح طلب و چه اصولگرا. اگر يك جريان در انتخابات فعال نشد معنايش اين نيست كه مرده است. البته اگر فعال شود، نشان دهنده اين است كه به حيات سياسي خودش علاقه بيشتري دارد.

در نهايت به باور شما اصلاح طلبان و ايده اصلاح طلبان الان در جامعه زنده است يا مرده؟

اصلاايده نمي تواند بميرد، يعني يك عده آدم در كشور هستند كه اصلاح طلب هستند يعني وقتي اصلاح طلب وجود داشته باشد يعني اصلاح طلبي زنده است، وقتي ايده اصولگرايي وجود دارد يعني اصولگرايي زنده است. در واقع معتقدم اگر گروهي مشاركت نكنند، مي گويند اينها زنده نيستند. حيات سياسي گروه سياسي به فعاليت سياسي اش است. اعتراض را بايد نشان داد. حرف زد، استدلال كرد. بحمدالله رسانه ها امروز فعال هستند. رسانه هايي هم كه بسته مي شوند با فيلترشكن بازش مي كنند. اينكه انديشه و اعتراض به افكار عمومي منتقل شود حرف درستي است، اينكه منطق ارايه شود و برخورد منطقي صورت بگيرد به عبارت ديگر گفتمان سياسي صورت بگيرد، افكار عمومي روشن شود، هر جناح و هر گروهي حرف خودش را به جامعه بزند حرف منطقي است، ولي اينكه در عرصه هاي رقابت انتخاباتي به عنوان يك جريان سياسي مشاركت نكنند يعني نامزد معرفي نكنند و در انتخابات فعال نشوند، كار غلطي است.

ولي اگر فرصت گفت وگو و بيان خواسته ها به طرف مقابل داده نشود، چگونه ديدگاه هاي خود را به افكار عمومي عرضه كنند تا بتوانند حرف هايشان را بزنند؟

چرا گفت وگو؟ اگر تنها هم باشد در دل مردم جاي مي گيرد. چه ادعايي داريد كه مطرح كنيد بايد در نقطه اي گفتاري مطرح و در مقابل هم پاسخي داده شود. شما مي خواهيد اين انديشه، اين اعتراض، اين استدلال و اين منطق (اعتراضي هست يا غيراعتراضي، براي تفاهم است يا براي اعتراض انتقاد است يا انتقاد نيست) مطرح شود ديگر چه نيازي است كه در مقابلش پاسخي وجود داشته باشد؟ شما وقتي اين سخنان را در رسانه ها مطرح كنيد، كافي است. الان هم كه ماشاءالله هر دو طرف رسانه دارند، هم اصلاح طلبان و هم اصولگراها. شما مي خواهيد جمعيت را جذب كنيد، لازم نيست كه پاسخي از طرف مقابل داشته باشيد، آنها اگر حرفي داشته باشند در مقابلش مي زنند و خودبه خود گفت وگو صورت مي گيرد.

با اين حال آيا قبول داريد كه جريان اصولگرا رسانه ها و فضاي بيشتري براي بيان نظرات شان دارند تا اصلاح طلبان؟

همان رسانه هايي كه اصلاح طلبان دارند، موثر است ضمن اينكه سايت هايشان كم نيست.

كم نيستند ولي به قول شما يا فيلتر شده اند يا توقيف.

آنهايي كه فيلتر مي شوند جاذبه شان بيشتر مي شود. يعني معتقد نيستم كه الان اصلاح طلبان نمي توانند حرف شان را بزنند چون حتي همان سايت هايي كه فيلتر مي شوند، مردم با فيلترشكن مي روند و آنها را مي بينند؛ اين يك واقعيتي است.

شما خودتان از فيلترشكن استفاده مي كنيد؟

لازم باشد استفاده مي كنم. اگر بخواهم ديدگاه هاي مخالفان را بفهمم قطعا از فيلترشكن استفاده مي كنم. امروز اخبار و نظرات گروه هاي سياسي به هر طريقي شده به افكار عمومي منتقل مي شود چه فيلتر شود و چه فيلتر نشود. فيلتر تاثيرش اين است كه از يك بعدي مراجعه را كم مي كند و از يك بعدي هم زياد مي كند و كمي ديگران را حساس مي كند كه مثلاچه اتفاقي افتاده پس برويم آن سايت را نگاه كنيم، بنابراين مي روند و به هر قيمتي شده آن سايت را نگاه مي كنند، به عبارت ديگر اين گونه طرفدار جديد و كاربر جديد پيدا مي كند. به اين ترتيب اين كاربر جديد تلاش مي كند خودش را به اخبار آن سايت يا خبرگزاري برساند. آنهايي هم كه اين امكانات را در اختيار ندارند يا توانش را ندارند بايد دايره استفاده از اخبار آن سايت جريان سياسي حذف شود. معتقدم روش، روش درستي نيست. در شرايطي كه افراد مي توانند با فيلترشكن وارد سايت ها شوند و سايت فيلترشده را ببينند فقط كاري كه انجام مي شود، اين است كه اينها بخشي از كاربرهاي عادي را حذف مي كنند ولي كاربرهاي غيرعادي را زياد مي كنند. اما، اين اساسنامه نه به نفع آن جرياني است كه فيلتر مي كند و نه به نفع شرايط سياسي كشور است. معتقدم اگر اجازه داده شود كه انديشه ها ارايه شود ولي منطقي پاسخ داده شود يعني هر گروه حرفش را بزند (گروه مخالف و موافق)، انديشه هاي همديگر را تحليل كنند و به جاي نقادي به توهين و تخريب و توهين و تضعيف متوسل نشوند، به نفع مملكت هم هست.

اينكه درخواست مي شود زندانيان آزاد شوند به نظرتان در آرام شدن فضاي جامعه چقدر موثراست؟

معتقدم اساسا انديشه را نبايد زنداني كرد. اگر كسي مرتكب جرم شده باشد مثلاآدم كشته باشد و جرمي كه در قانون تعريف شده، بايد با آن برخورد قانوني شود و اجازه اش دست مقاماتي است كه در قانون ذكر شده است، ولي در غير از حوزه جرمي كه قانون تعريف مي كند اساسا زنداني كردن انديشه نادرست است؛ زنداني كردن شخصيت هاي سياسي به خاطر انديشه سياسي و مواضع سياسي شان هرگز به نفع هيچ حكومتي نيست. يعني هيچ حكومتي به داشتن زندانيان سياسي نبايد افتخار كند؛ به عبارت ديگر داشتن زنداني سياسي براي هيچ نظامي افتخار نيست، چون فرد سياسي انديشه اش فعال است، نقد مي كند و حرف مي زند درست يا نادرست. بايد انديشه را با انديشه پاسخ داد. در مقابل انديشه، انديشه بايد حركت كند و انديشه نادرست را با توضيح دادن و نقد كردن در جامعه منزوي كرد. بايد انديشه نادرست از جاذبه خارج شود و به عبارت ديگر نتواند جاذبه آفريني و يارگيري كند. بايد انديشه نادرست را نقد كنند و وقتي كه اثبات كردند در افكار عمومي اين انديشه نادرست است خودبه خود منزوي مي شود. بنابراين اگر شرايط عادي و معمولي باشد نبايد زنداني سياسي داشته باشيم.

ارزيابي شما از شرايط چيست؟

معتقدم شرايط، شرايط مناسبي است. حكومت به هر ميزاني كه در مقابل نيروها و فعالان سياسي نرمش منطقي نشان دهد و مواضع خودش را بيان كند خيلي اثرگذارتر از زنداني كردن انديشه است، چرا كه كسي به خاطر انديشه نبايد زنداني شود.

شما عضو جامعه روحانيت مبارز هم هستيد و طبق آن چيزي كه در ادبيات سياسي ما هست جزو اصولگرايان هم محسوب مي شويد. چرا يك سري از طيف اصولگرايان نگران حضور طيفي ديگر از اصولگرايان كه موسوم به جريان انحرافي است، هستند؟ به نظر مي رسد اين براي اولين بار است كه آنقدر نگراني وجود دارد. مي خواهم بدانم علت اين نگراني چيست؟

اصلامن جريان انحرافي را اصولگرا نمي دانم، اگر اصولگرا بود منحرف نمي شد؛ يعني جريان منحرف يا جريان انحرافي اساسا نمي تواند نه اصولگرا باشد نه اصلاح طلب. معتقدم اساسا اگر كسي واقعا اصولگرا باشد اصلاح طلب هم هست و البته بالعكس. اصولگرايي و اصلاح طلبي را به عنوان دو گرايش فكري كه هر دو عين اسلام و عين دين است از يكديگر تفكيك نمي كنم. جرياني كه منحرف مي شود نه اصولگراست و نه اصلاح طلب. نگراني اصولگراها از حاكميت جريان انحرافي بر كشور ناشي از يك واقعيت خارجي است. جريان انحرافي جرياني است كه در حقيقت فتنه 88 را ساخت و آن فتنه را تا امروز ادامه داد و موسوم شد به جريان انحرافي. بنابراين اين جريان اگر بر مقدرات كشور حاكم شود استقلال كشور، حاكميت ملي، قانون اساسي و نظام جمهوري اسلامي را دچار مخاطره خواهد كرد. پس اگر نقدي به جبهه پايداري مي شود نگران اين هستند كه مبادا جبهه پايداري سكوي پرش جريان انحرافي به مناصب قدرت شود.

شما مي گوييد كه اينها اصولگرا نيستند. چرا پيش از اين اصولگرايان متوجه انحراف اين دسته نشدند و هشدار ندادند؟

من كه از قبل نظرم را گفته بودم. من هيچ زماني اينها را اصولگرا ندانستم، يعني من از حدود شش سال قبل مرتب در موضع نقادي بودم، همان طور كه در هشت سال دوران آقاي خاتمي نقادي مي كردم و الان هم بر آن نقطه نظراتم باقي هستم. اگر آن جريان بر همان نقطه نظرات باقي باشد، اگر ديدگاه شان همان باشد، ديدگاه هاي من هم همان است. هشت سال نقد كردم و كتابي هم منتشر كردم. از آن زمان به بعد هم حرف هايم را زدم، يعني هيچ زماني نسبت به جريان انحرافي ساكت نبودم.

در دوره انتخابات هم چهره هاي سرشناس در بحث هاي انتخاباتي سال 88 نسبت به بروز اين جريان هشدار داده بودند حتي بعد از آن هم برخي از مسوولان نظام هشدار دادند، منتها اتهام به آنها زده شد.

خب آنها كه اتهام زدند، اشتباه كردند، يعني نتوانستند فتنه شناسي كنند. خيلي از افرادي كه تندروي مي كردند آن زمان، بي بصيرت هايي بودند كه بقيه را به بي بصيرتي متهم كردند.

شما چه در دولت اصلاحات و چه در دولت احمدي نژاد انتقادات تند و صريحي را مطرح كرده و مي كنيد، مي خواهم بدانم اين عادت شماست كه انتقاد مي كنيد؟ گزينه اي كه مدنظر شماست چيست؟ به نظر مي رسد معتقد به يك نظام يا يك دولت تك حزبي باشيد؟

نه، اصلابه دولت تك حزبي معتقد نيستم. من به دولتي فكر مي كنم كه به نظام و به قانون اساسي وفادار است و به هيچ جناحي هم وفادار نيست. من اساسا از وفاداري دولت ها به حزب هايي كه متعلق به آن احزاب هستند، نقد دارم. تا زماني كه رييس جمهور انتخاب نشده حزب خاصي مي تواند اين فرد را نامزد كند و رييس جمهور به مجرد اينكه رييس جمهور شد متعلق به همه ملت ايران است. فريب طلبي جناحي و گروهي از طرف هر حزب و جناحي باشد آن هم در بستر رياست جمهوري خلاف قانون و خلاف عقل و شرع هم هست. من معتقد نيستم كه اگر يك جناحي در مجلس پيروز شد، مجلس مال آن جناح است. يعني مجلس هر رفتاري مي خواهد انجام دهد يا اگر نامزد يك جناحي يا جريان رييس جمهور شد پس دولت در تملك آن است، اين طور نيست.

همه اعضاي دولت، كارمندان ملت هستند، خود رييس جمهور هم وقتي انتخاب شد يكي از كارمندان دولت است، يعني به عنوان نماينده ملت دارد كارها را انجام مي دهد، حتي مخالفان خودش، حتي كساني كه به قانون اساسي در ايران راي ندادند به نظام جمهوري اسلامي راي ندادند. اين رييس جمهور، رييس جمهور آنها هم هست. بنابراين نگاه جناحي به قضيه انتخابات چه مجلس و چه رياست جمهوري نگاه اشتباهي است و بيشتر خطرات و درگيري ها از اينجا ناشي مي شود. من معتقدم به راحتي امكان پذير است جامعه اي را بسازيم كه همه گروه ها در آن مشاركت دارند. من حرفم اين است، مي گويم نامزدهاي رياست جمهوري يا صلاحيت دارند يا ندارند، اگر صلاحيت ندارند شوراي نگهبان با هيچ مصلحتي حق ندارد تاييد صلاحيت كند. هيچ مصلحتي فراتر از رعايت قانون اساسي در انتخاب نمايندگان مجلس و رياست جمهوري نيست. شوراي نگهبان حق ندارد به هيچ دليلي آدم ناصالح تاييد كند. اگر افرادي را تاييد كرد به عنوان نامزدهاي رياست جمهوري، اينها كساني هستند كه در حقيقت حداقل صلاحيت ها را براي رياست جمهوري دارند. يعني هر كدام شان رييس جمهور شوند مي توانند قانون اساسي را اجرا و كشور را هدايت كنند. به سمت رشد و شكوفايي همه جانبه، چه تفاوتي مي كند كه كدام يك انتخاب شوند. هر كدام رييس جمهور شوند براي ملت ايران فرقي نمي كند. در اين مرحله لازم نيست كه جناح ها و گروه هاي سياسي وابسته به نظام تمام قدرت را بگذارند كه بخواهند يك نامزد خاص را تاييد كنند. اين كار خطاست بايد همه جريان هاي وابسته به نظام از هر رييس جمهوري كه مردم به آنها راي دادند، حمايت كنند.

شما ويژگي آن دولتي را كه مدنظرتان بود گفتيد، حالابا توجه به اين نكات و ويژگي ها كدام يك از دولت ها از ابتداي انقلاب تاكنون را به خواسته خودتان نزديك تر مي دانيد؟

بخشي از مجموعه خواسته هاي من در همه دولت ها تامين شده است. هر دولتي بخشي از خواسته هاي من را تحقق بخشيده و با بخش ديگرش فاصله داشته است. باز ممكن است خواسته هايي كه در يك دولت تحقق پيدا نكرده در دولت بعدي تحقق پيدا كند، اما من نمي توانم بگويم دولت مطلوب، ولي در كل معتقدم در دوراني كه مقام معظم رهبري رييس جمهور بودند و دوراني كه آقاي هاشمي رفسنجاني رييس جمهور بودند بيشترين بخش از خواسته هاي من را در حوزه اجرا با خودشان داشتند و اگر بخواهند آرمان ها را نگاه كنيد در اين دو دولت بيشتر تحقق پيدا كرد.

البته ناگفته نبايد گذاشت كه بخشي از خواسته ها هم در دولت آقاي خاتمي تحقق پيدا كرد و بخشي هم در دولت آقاي احمدي نژاد. مثلاآقاي خاتمي از نظر ادبيات سياسي، نوع تعامل با كشورهاي خارجي و برخورد سياسي با كشورهاي خارجي از نظر زبان و ادبياتي كه يك رييس جمهور بايد داشته باشد و براي كشور اعتبار بيافريند، آدم موثري بود و توانست با همسايه ها و كشورهاي خارجي تعامل داشته باشد و از نظر ادبيات، گويش سياسي و موضوع سياسي جز در بعضي مواردي كه اشتباهاتي داشتند براي كشور اعتبار و اقتدار ايجاد كرد. اما دولت آقاي احمدي نژاد را از نظر گويش سياسي اصلاقبول ندارم و او از نظر سياسي بسيار عقب است ولي از نظر مردم گرايي و مردم داري و حضور در بين مردم و ساده زيستي، اينها را واقعا عملياتي كرده است.

ولي برخي معتقدند كه بخشي از اين اقدامات با انگيزه هاي ديگري است.

به هرحال هر انگيزه اي صورت گرفته اقدامات خوبي بوده است. مردم وقتي مي بينند كه قانون هدفمندي يارانه ها اجرا شده و در حساب شان پولي هست؛ خوشحال مي شوند، گرچه خود من به اجراي اين قانون خيلي ايراد دارم يا از نظر پركاري انصافا دولت پركاري است.

پركاري به چه معنا؟

يعني فعاليت زياد. پركاري از اين جهت كه ساعاتي را كه آقاي احمدي نژاد وقت مي گذارد براي رسيدگي به كار كشور، ساعات بالايي است. اگرچه در بسياري از موارد وقت هدر دادن است، چه وقتي ايشان وقت ها را درست تقسيم نمي كند، اختلاس سه هزار ميلياردي به وجود مي آيد. فرصت هايي كه بايد براي مديريت كار و نظارت بر زيرمجموعه خودش بگذارد، صرف بعضي از كارهاي نمايشي و حركات تبليغاتي مي كند. ولي بايد اين را بپذيريم كه بالاخره هيات دولت بلند مي شوند و در ساعات زيادي از اين شهر به آن شهر، از اين استان به آن استان مي روند و ساعات زيادي را مشغول كار مي شوند، بالاخره رييس جمهور را مردم در استان ها مي بينند.

اما اگر بخواهيم منصفانه نگاه كنيم بد و خوب را با هم بايد ببينيم. من نگرش اقتصادي آقاي احمدي نژاد را اصلاقبول ندارم، نگرش سياسي اش را هم اصلاقبول ندارم، ادبياتش را هم قبول ندارم. معتقدم كه ادبيات سياسي آقاي احمدي نژاد اصلاادبيات مناسبي نيست. آن جريان انحرافي هم كه مي گويم منظورم اطرافيان آقاي احمدي نژاد است، به كساني كه در حقيقت دور و اطراف ايشان تئوري پردازي مي كنند و افكار عمومي را دچار مشكل كرده اند و معتقدم بسياري از شعارهاي آقاي احمدي نژاد حقيقي نيست.

ولي نقاط قوت دولت را (چون دولت آقاي احمدي نژاد نيست، دولت مجموعه اي است كه آقاي احمدي نژاد، دارد مديريتش مي كند) بايد صادقانه پذيرفت.

حالاكه در مورد آقاي احمدي نژاد و دولتش حرف زديم، مي خواهم نظر شما را درباره ارتباط روحانيت با دولت آقاي احمدي نژاد بدانم؟

من جريان انحرافي موجود در دولت را اصولاضدروحانيت و ولايت مي دانم اگرچه اصولگراهاي حقيقي را هم در درون اين دولت مي بينم (يعني طوري نيست كه همه بدنه دولت در انحراف است). در بدنه دولت اصولگراها و ولايتمداران حقيقي بسيار فراوان هستند ولي حرف من با مديران جريان انحراف است. من معتقدم چهره هاي اساسي كه سمت هاي موثري دارند و با آقاي احمدي نژاد كار مي كنند، متاسفانه به گونه اي عمل كردند كه اين جريان، جريان انحراف شده است. جريان انحراف براي كشور خطر بزرگي دارد و بسيار خطرناك است و من معتقدم كه جامعه روحانيت و امت حزب الله بايد مواظب اين جريان انحراف باشند.

آقاي احمدي نژاد چه چيزش به شهيد رجايي شبيه است؟ اصلاارتباطي با آقاي رجايي ندارد. آقاي رجايي مطيع محض رهبري بود، در ادعاي ولايتمداري اش كاملاصادق بود، من اين مساله را در آقاي احمدي نژاد نمي بينم مگر اينكه آقاي احمدي نژاد در آينده نشان دهد كه تابع رهبري است و مراتب تبعيت محض را از رهبري نشان دهد، مردم ولايتمداري مورد ادعايش را قبول مي كنند.

عمده اختلافات روحانيون و دولت را در چه مي دانيد؟

در همين جريان انحرافي. معتقدم كه روحانيون با جريان انحراف درگير هستند و آنچه باعث شده روحانيون در مقابل جريان موسوم به انحراف بايستند خود انحراف است از اول هم همين بود، يعني حتي بعضي از مراجع تقليد با بعضي از نگاه ها و ديدگاه هايي كه پيرامون آقاي احمدي نژاد گفته مي شد، مقابله مي كردند. درباره مراجعه به امام زمان (عج) مسايلي گفته مي شد راجع به نگاه كردن ورزش در استاديوم توسط بانوان اظهارنظرهاي زيادي شد يا راجع به انبياي الهي اظهارنظرهايي صورت گرفت و مطالبي مطرح شد كه هتك حرمت پيامبران خدا بود. طبيعي است كه روحانيت در مقابل اين جريان ايستاده است. در كل مي توانم بگويم دولت عملكردي نداشته است كه ما بتوانيم بگوييم با روحانيت همراهي قابل ذكري دارند.

شما در صحبت هايتان گفتيد كه دولت آقاي هاشمي را يك مقدار همسو با ايده هاي خودتان ديديد و قبولش داشتيد. ارزيابي شما از نقش آقاي هاشمي در شرايط فعلي چيست و نقش او را چطور ارزيابي مي كنيد؟

من دوست دارم به يك نكته اي توجه كنيد و آن نكته اين است كه من آقاي هاشمي را از مقام معظم رهبري هرگز جدا نمي دانم. چون به شدت معتقدم كه هم مقام معظم رهبري و هم آقاي هاشمي رفسنجاني اصولگرايان اصلاح طلب و اصلاح طلبان اصولگرا هستند و توانايي اي كه در اين دو شخصيت بزرگوار وجود دارد، نياز انقلاب اسلامي و نياز كشور است و بايد اين مجموعه توانمندي ها در جهت پويايي، رشد و شكوفايي جمهوري اسلامي به كار گرفته شود.

من معتقدم خيانتي كه به جمهوري اسلامي كردند ايجاد تقابل و القاي تقابل بود. هدف هم اين بود كه مجموعه اي از مردم را با آقاي هاشمي همراه كنند و مجموعه اي با رهبري همراه شوند و روحانيت و در نتيجه مردم و كشور را با هم درگير كنند. ارزيابي آنها اين است كه نتيجه آن درگيري تضعيف و تخريب جمهوري اسلامي است يا به آن منجر خواهد شد.

معتقدم اين خيانتي بود كه انجام دادند و كساني كه آن را انجام دادند، من آنها را خوارج نهروان جديد خواندم. اين خوارج جديد آمدند بين اسلام و انسان و بين مردم تقابل ايجاد كنند. آنها بين همه كساني كه به آرمان هاي ملي و ديني وفا دارند و در بعضي از سليقه ها، نگاه ها و ديدگاه ها تفاوت دارند، تقابل ايجاد كردند، يعني در حقيقت تفاوت عقيده و تفاوت سليقه را تبديل به جنگ عقيده ها و سليقه ها كردند.../انتخاب



رپورتاژ
انتخاب جراح بینی - بهترین جراح بینی
شناخت کلی از محصولات فلزی و انواع آن
جشن عروسی
همه چیز درباره جراحی زیبایی بینی
حمل نخاله ساختمانی و ضایعات عمرانی
جراحی زیبایی سینه و پروتز
دوربین مداربسته دیجی همکار
جدیدترین تجهیزات تالار
آیا گنج یاب ها شبیه فلزیاب و طلایاب هستند؟ - شرکت فلزیاب تیوا
دوربین مداربسته
چاپ کتاب در یک ماه با هزینه زیر یک میلیون تومان
پاسخ به 7 سوال رایج در مورد عصب کشی دندان
پذیرش مقاله در مجلات معتبر ISI و اسکوپوس
روغن خراطین
تفاوت دینگ با اپلیکیشن‌های تاکسی‌یاب آنلاین
انجام پایان نامه
تاریخچه تغییر سرمربی در تیم استقلال تهران
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
نمایندگی برندها در ایران

لینک های مفید
آموزش مجازی | تور مسافرتی | خودرو | تور استانبول |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ


.: :.